یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۴
سرمایه شناختی؛ سنگر راهبردی جامعه در جنگ روایت‌ها

یکی از مهم‌ترین دارایی‌های هر ملتی، "سرمایه شناختی" آن است؛ سرمایه‌ای به ظاهر نامرئی اما تعیین‌کننده که می‌تواند ضامن ثبات، تاب‌آوری و قدرت پیش‌روندگی یک جامعه باشد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در زمانه‌ی حساس کنونی که میدان نبرد صرفاً در چارچوب مرزهای جغرافیایی تعریف نمی‌شود، باید دانست که بخش مهمی از منازعات، به عرصه ذهن، ادراک، تفسیر و قضاوت افکار عمومی انتقال یافته است.

در این میان آنچه امروز از آن با عنوان "جنگ روایت‌ها" یاد می‌شود، در واقع تلاشی هدفمند و سازمان‌یافته به منظور اثرگذاری بر نحوه‌ی فهم مردم از واقعیت‌هاست؛ به این معنا که بازیگران مختلف می‌کوشند نه فقط خبر را مخابره کنند، بلکه چارچوب فهم خبر، زاویه دید جامعه و حتی نظام اولویت‌بندی ذهنی مردم را شکل دهند.

در چنین اوضاع و احوالی، یکی از مهم‌ترین دارایی‌های هر ملتی، "سرمایه شناختی" آن است؛ سرمایه‌ای به ظاهر نامرئی اما تعیین‌کننده که می‌تواند ضامن ثبات، تاب‌آوری و قدرت پیش‌روندگی یک جامعه باشد.

اهمیت سرمایه شناختی برای نسل جوان

به اعتقاد دکتر رفیع الدین اسماعیلی، استاد دانشگاه و مدرس رسانه و ارتباطات، یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های هر ملتی، سرمایه شناختی و هویتی نسل جوان آن است.

وی در توضیح این مطلب می‌افزاید: سرمایه شناختی و هویتی در واقع سرمایه‌ای است که همچون قطب‌نما، مسیر حرکت جامعه را در پیچ و خم‌های فرهنگی و اجتماعی تعیین می‌کند و به جوانان این امکان را می‌دهد تا با تکیه بر بینش‌های استوار، الگوهای اصیل و سازنده ای برای آینده خود و جامعه برگزینند.

این مدرس دانشگاه همچنین ادامه می دهد: واقعیت امر آن است که امروزه، میدان اصلی نبرد فرهنگی و شناختی به شکلی پیچیده و نامحسوس در صفحه های تلفن همراه و شبکه های اجتماعی جریان دارد. در این عرصه ذهن و قلب نوجوانان و جوانان در قاموس نسل جدید جامعه، نقطه کانونی این تقابل به شمار می رود. قدرتهای مسلط با مهندسی الگوها، انگاره سازی و بازنمایی سبک‌های زندگی پر زرق و برق می‌کوشند تا ارزش‌های سطحی و مصرف‌گرایانه را مطلوب و درونی جلوه دهند.

وی بیان می‌دارد: این فرایند به تدریج آن چنان تأثیرگذار می‌شود که مخاطب نوجوان، ناخودآگاه این تصاویر تصنعی را معیار خوشبختی و موفقیت خود قرار داده و در برابر هر الگوی بدیل یا ارزش متفاوتی

مقاومت می‌کند.

شاخصه‌های اصلی سرمایه شناختی کدام است؟

نرجس شکرزاده، پژوهشگر حوزه علمیه خواهران نیز در تعریف مفهوم سرمایه شناختی به این نکته اشاره می کند که سرمایه شناختی به مجموعه توانایی‌های ذهنی، باورها، نظام‌های معنایی و قدرت پردازش اطلاعات یک جامعه گفته می‌شود که آن را در برابر روایت‌های مهاجم مقاوم یا نفوذپذیر می‌سازد.

وی می افزاید: طبعاً در این راستا باید به مؤلفه‌ها و شاخصه‌هایی نیز اشاره کرد از جمله بحث سواد رسانه‌ای انتقادی که خودش به معنای توانایی تحلیل لایه‌های پنهان پیام، شناسایی منبع و درک هدف پشت یک روایت است. از دیگر شاخصه ها باید به بحث انسجام در نظام معنایی اشاره کنم؛ یعنی دارا بودن یک «روایت کلان» ملی که جامعه بر سر آن اتفاق‌نظر دارد، به نحوی که حوادث و رویدادهای جزئی، در آن کلان‌روایت تفسیر شوند.

تاب‌آوری شناختی به چه معناست؟

این مدرس و پژوهشگر حوزوی همچنین از تاب‌آوری شناختی به عنوان یکی دیگر از شاخصه ها و مؤلفه ها نام برده و می‌گوید: وقتی می گوییم تاب‌آوری شناختی، منظورمان ظرفیت روانی جامعه برای حفظ تعادل در مواجهه با اخبار جعلی، بحران‌های مصنوعی و یا عملیات روانی دشمن است که طبعاً در این راستا نیازمند مؤلفه مهم دیگر یعنی تفکر نقاد و قدرت استدلال هستیم، چرا که جایگزینی «پذیرش منفعلانه» با «مطالبه‌گری استدلالی» در این راستا اهمیت بسزایی دارد به این خاطر که جامعه‌ای که از چرایی تحولات و رویدادها می پرسد، دیگر به سادگی تسلیم روایت اول نمی‌شود.

وی همچنین می‌افزاید: با همه این نکاتی که مطرح کردم آن چه حائز اهمیت است بحث اعتماد اجتماعی است چرا که این مساله، ستون فقرات سرمایه شناختی محسوب می شود و اگر اعتماد بین مردم و حاکمیت یا مردم با یکدیگر از بین برود، اولین چیزی که فرو می‌ریزد، مرجعیتِ اخبار رسمی است.

چه باید کرد؟

شکرزاده خاطرنشان می کند: برای حفظ و حراست از سرمایه شناختی و تقویت اعتماد اجتماعی ما باید بیش از هر چیز بر روی اقناع افکار عمومی کار کنیم و در این راستا ناگزیر از توجه به بحث آموزش مهارت‌های تفکر و نیز بها دادن به تفکر انتقادی در جامعه علی الخصوص در نظام آموزشی و تربیتی کشور هستیم.

این مدرس و پژوهشگر حوزوی همچنین می‌افزاید: این که این همه بر اهمیت و ضرورت تقویت سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی در سطوح مختلف جامعه تأکید می شود به این معنا نیست که ما در این راستا صرفاً به برگزاری چند کارگاه آموزشی محدود بسنده کنیم، بلکه باید توجه عملی به این مهم به بخشی از سیاست فرهنگی و آموزشی کشور تبدیل شود.

وی ابراز می دارد: در واقع این انتظار به حق وجود دارد که مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه های علمیه، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی و تربیتی و غیره به مردم به خصوص نسل جدید بیاموزند که چگونه منشأ خبر را بررسی کنند، چگونه میان خبرسازی و خبررسانی تفاوت بگذارند و چگونه در مواجهه با امواج احساسی، قضاوت خود را به تعویق بیندازند تا تصویر دقیق‌تری به دست آورند. این یک اصل مسلم است که به هر حال، جامعه‌ای که قدرت مکث، مقایسه و راستی‌آزمایی داشته باشد، کمتر قربانی دستکاری شناختی می‌شود.

نیازمند روایت مؤثر و به‌موقع هستیم

شکرزاده در خاتمه سخنان خود ناظر به بحث تولید روایت‌های اقناعی و پیش‌دستانه به نکته مهمی اشاره کرده و می‌گوید: در جنگ روایت‌ها، صرف واکنش نشان دادن کافی نیست، چه آن که جامعه‌ای در حراست از سرمایه شناختی خود موفق‌تر است که بتواند پیش از شکل‌گیری موج‌های تخریبی، روایت خود را دقیق، سریع، مستند و باورپذیر عرضه کند. در این میان باید توجه داشت که روایت مؤثر، روایتی است که هم بر واقعیت تکیه دارد، هم زبان زمانه را می‌فهمد و هم با نیازهای ذهنی و عاطفی مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. در غیر این صورت، حتی روایت درست نیز ممکن است در رقابت با روایت جذاب اما نادرست، میدان را واگذار کند.

گزارش: سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha